r1 - 05 Jan 2020 - 14:48:46 - TWikiGuestYou are here: TWiki >  Main Web > Mus5464
دانلود موزیک ، هنر در رابطه با ترکیب صوتی و یا ابزاری برای تلفن های موبایل برای زیبایی فرم و یا بیان عاطفی، معمولا با توجه به استانداردهای فرهنگی ریتم ، ملودی ، و در بیشتر موسیقی غربی، هماهنگی . هم آهنگ ساده عامیانه و هم ترکیب الکترونیکی پیچیده متعلق به همان فعالیت ، موسیقی است. هر دو مهندسی انسانی هستند. هر دو مفهومی و شنوایی هستند ، و این عوامل در موسیقی در همه سبک ها و در تمام دوره های تاریخ ، در سراسر جهان وجود داشته است.

music

موسیقی هنری است که به یک شکل یا دیگری ، هر جامعه بشری را تحت نفوذ خود قرار می دهد. دانلود موزیک جدید و مدرن با شیوه ای دلگیر و عجیب از سبک ها شنیده می شود ، بسیاری از آنها معاصر و برخی دیگر در دوره های گذشته سرگردان هستند. موسیقی یک هنر پروتئینی است. آن را به راحتی به اتحاد با کلمات ، مانند آهنگ ، و با حرکت بدنی ، مانند رقص ، وام می دهد . در طول تاریخ ، موسیقی وابسته مهمی برای آئین ها و درام ها بوده است و به ظرفیت انعکاس و تأثیرگذاری بر احساسات انسان اعتبار فرا گرفته شده است . محبوب فرهنگ همواره این امکانات، ترین آشکارا امروز با استفاده از مورد سوء استفاده قرار رادیو ، فیلم ، تلویزیون ،تئاتر موسیقی و اینترنت . مفاهیم از موارد استفاده از موسیقی در روان درمانی ، طب سالمندان ، و تبلیغات شهادت به ایمان به قدرت خود برای تحت تاثیر قرار رفتار انسان . انتشارات و ضبط ها به طور مؤثر موسیقی را در مهمترین و مهمترین مظاهر آن بین المللی کرده اند . فراتر از همه اینها ، آموزش موسیقی در مدارس ابتدایی و متوسطه هم اکنون تقریباً در سطح جهانی پذیرفته شده است.

اما رواج موسیقی چیز جدیدی نیست و اهمیت انسانی آن اغلب مورد تأیید قرار گرفته است. آنچه جالب به نظر می رسد این است که علی رغم جهانی بودن هنر ، هیچ کس تا زمان های اخیر به دلیل ضرورت خود استدلال نکرده است. فیلسوف یونان باستاندموكریتس به صراحت هرگونه نیاز اساسی موسیقی را انكار كرد: "زیرا این ضرورت نبود كه آن را از هم جدا كنیم ، بلكه ناشی از زائده موجود است." این عقیده كه موسیقی و سایر هنرها صرفاً فضل هستند ، هنوز گسترده است ، اگرچه رشد تفاهم روانی است. بازی و سایر فعالیتهای نمادین برای تضعیف این باور سرسختانه آغاز شده است.

برداشت های تاریخی

فاز موزیک همه جا شنیده می شود. اما موسیقی چیست؟ مفسران از "ارتباط موسیقی با حواس و عقل انسان" سخن گفته اند ، بنابراین جهان جهانی گفتمان انسان را به عنوان بستر لازم برای هنر تأیید می كنند. تعریف موسیقی به خودی خود طول خواهد کشید. مانندارسطو گفت: "تعیین ماهیت موسیقی آسان نیست یا اینکه چرا کسی باید از آن آگاهی داشته باشد."

در اوایل قرن بیستم ، امری عادی تلقی می شد که یک تنه موسیقی با منظم ارتعاشات آن مشخص می شد. این یکنواختی آن را به اوج می رساند و صداهای آن را از "سر و صدا" متمایز می کرد. اگرچه ممکن است این نمایش توسط موسیقی سنتی پشتیبانی شود ، اما در نیمه دوم قرن بیستم ، آن را به عنوان یک معیار غیرقابل قبول پذیرفت. در واقع ، "سر و صدا" به خودی خود و سکوت به عناصر ترکیب تبدیل شده و صداهای تصادفی (بدون اطلاع قبلی از آنچه در آن خواهند بود) توسط آهنگسازان ، مانند جان کیج آمریکایی ، و دیگران در آثاری که دارای ویژگیهای تحریک آمیز (شانس) و یا بداهه گویی هستند ، مورد استفاده قرار گرفتند. . علاوه بر این ، تن فقط یک موسیقی در موسیقی است و سایر ریتم، دایره زنگی (رنگ تن)، و بافت . ماشین آلات الکترونیکی به بعضی از آهنگسازان این امکان را داد تا آثاری خلق کنند که در آن نقش سنتی مترجم از بین برود و مستقیماً به صورت نوار یا در یک پرونده دیجیتالی ضبط شود ، صداهایی که قبلاً فراتر از توانایی بشر در تولید بودند ، درصورتی که تصور نمی شود.

از روایت های تاریخی مشخص است که قدرت حرکت مردم همیشه به موسیقی نسبت داده شده است. امکانات اکستاتیک آن در کلیه فرهنگها به رسمیت شناخته شده است و معمولاً در شرایط خاص ، گاهی اوقات سختگیرانه ، در عمل پذیرفته می شوند. در هندوستان ، موسیقی از نخستین زمان ها در خدمت دین قرار گرفته است. سرودهای ودایی در ابتدای رکورد ایستاده اند. همانطور که این هنر در طی قرنهای متمادی به موسیقی با موسیقی پیچیده ملودیک و ریتمیک ، این رشته تبدیل شدمتن مذهبی یا راهنمای یک داستان ساختار را تعیین می کند. در قرن بیست و یکم ، راوی همچنان در اجرای موسیقی سنتی سنتی هند و فضیلت یک خواننده ماهر رقیب سازهای ساز اصلی است. مفهوم غربی و واژگان ابزاری به معنای غربی مفهوم بسیار کمی وجود دارد . ابعاد عمودی ساختار وتر - یعنی جلوه هایی که با ایجاد صدا به طور همزمان ایجاد می شود - جزئی از موسیقی کلاسیک آسیای جنوبی نیست. تقسیمات اکتاو (فواصل) تعداد بیشتری از موسیقی غربی است و پیچیدگی ملودیک موسیقی فراتر از همتای غربی خود است. علاوه بر این ، یک عنصر بداهه نوازیحفظ می شود که برای موفقیت یک عملکرد حیاتی است. تقلید خود به خودی که بین یک نوازنده و راوی انجام می شود ، در برابر ظرایف ریتمیک اصرار بر طبل ها ، می تواند منبعی از بزرگترین هیجان باشد ، که در ابعاد بزرگ به دلیل پایبندی وفادار به قوانین سفت و سخت است که حاکی از اجرای ragas است - الگوهای باستانی موسیقی هند.

اگر شما علاقه مند به ساخت سایت موزیک هستید سایت های گوناگونی می توانید با اسم های مختلف ایجاد کنید اسم های زیبا که بر اساس خود موسیقی شکل گرفته باشد و بتواند به خوبی مطلب را به مخاطب انتقال دهد مانند: نکس وان موزیک ,تهران موزیکو.. است

موسیقی چینی ، مانند موسیقی هند ، به طور سنتی مکمل مراسم یا روایت بوده است.کنفوسیوس (551-479 ق. ) مکان مهمی را در خدمت یک جهان اخلاقی مرتب و مرتب ، به موسیقی اختصاص داد . او موسیقی و دولت را منعکس کننده یکدیگر می دانست و معتقد بود که فقط انسان برتر که می تواند موسیقی را درک کند برای اداره کردن مجهز است. او فکر می کرد موسیقی از طریق شش عاطفی که می تواند به تصویر بکشد ، آشکار می کند: غم ، رضایت ، شادی ، عصبانیت ، تقوی ، عشق. به گفته کنفوسیوس ، موسیقی بزرگ با جهان هماهنگ است و نظم را به آن دنیای جسمی از طریق آن هارمونی باز می گرداند. موسیقی ، به عنوان یک آینه واقعی شخصیت ، تظاهر یا فریب را غیرممکن می کند.

اگرچه موزیک پاپ یا همان پاپ موزیک در زندگی یونان باستان از اهمیت بسیاری برخوردار بود ، اما هنوز مشخص نیست که چگونه این موسیقی در واقع به صدا درآمد. فقط چند قطعه یادداشت شده زنده مانده است و هیچ کلید برای بازیابی حتی این موارد وجود ندارد. یونانی ها به گمانه زنی های نظری درباره موسیقی داده می شدند. آنها دارای یک سیستم نشانه گذاری بودند ، و آنها "موسیقی را تمرین می کردند" ، همانطور که خود سقراط ، در یک بینش ، به او وظیفه داشت. اما این اصطلاح یونانی که از آن کلمه موسیقی مشتق شده است یک عمومی بود، با اشاره به هر هنر یا علم تمرین تحت نظارت از موزها . بنابراین ، موسیقی ، متفاوت از ژیمناستیک، همه جانبه بود (با این حال ، گمانه زنی های بسیار به وضوح به سمت معنای محدودتری که با آن آشنا هستیم هدایت می شود.) موسیقی تقریباً یک بخش ریاضیات برای فیلسوف بودفیثاگوراس ( حدود 550 سال قبل از میلاد ) ، که اولین شماره شناس موسیقی بود و پایه و اساس آکوستیک را پایه گذاری کرد . در آکوستیک ، یونانیان مکاتبات بین زمین یک نت و طول یک رشته را کشف کردند. اما آنها در محاسبه قله بر اساس ارتعاشات پیشرفت نکردند ، اگرچه تلاش شد تا صداها را با حرکات اساسی به هم وصل کند.

افلاطون (428-348 / 347 ق. م ) ، مانند کنفوسیوس ، موسیقی را به عنوان یک بخش اخلاق نگاه می کرد . و مانند کنفوسیوس به دلیل تأثیرات احتمالی آنها بر روی مردم ، مایل به تنظیم استفاده از حالت های خاص (یعنی ترتیب یادداشت ها ، مانند مقیاس ها) بود. افلاطون یک نظم و انضباط موسیقی سختگیر بود. او مکاتبات بین شخصیت یک شخص و موسیقی که وی را نشان می داد ، مشاهده کرد. سادگی ساده بهترین بود. در قوانین ، افلاطون اظهار داشت كه از پیچیدگی های ریتمیك و ملودیك جلوگیری می شود زیرا منجر به افسردگی و بی نظمی می شوند. موسیقی هماهنگی الهی را تکرار می کند. ریتم و ملودی از حرکات بدنهای آسمانی تقلید می کنند و به این ترتیب ترسیم می شوندموسیقی کره و منعکس کننده نظم اخلاقی جهان. با این حال ، موسیقی زمینی مشکوک است. افلاطون به قدرت عاطفی خود بی اعتماد بود. بنابراین موسیقی باید از نوع صحیحی باشد. خصوصیات حساس حالتهای خاص خطرناک است و باید سانسور شدید اعمال شود. موسیقی و ژیمناستیک با تعادل درست برنامه درسی مطلوب در آموزش را تشکیل می دهند . افلاطون موسیقی را در اشکال تأیید شده اخلاقی خود ارزش قائل است. نگرانی او در درجه اول به تأثیرات موسیقی بود و به همین دلیل آن را پدیده روانشناختی می دانست.

با این حال ، افلاطون ، در برخورد با موسیقی زمینی به عنوان سایه ای از ایده آل ها ، از اهمیت نمادین در هنر برخوردار بود. ارسطو مفهوم هنر را به عنوان تقلید پیش برد ، اما موسیقی نیز می تواند جهانی را بیان کند. ایده او این است که آثار هنری میتوانند در حاوی میزان حق خود-یک ایده بیشتر به صراحت توسط ابراز فلوطین در قرن 3 مave— strength strength strength strength. ارسطو ، به دنبال افلاطون ، فکر می کند که موسیقی قدرت شکل دادن به شخصیت انسان را دارد ، اما او همه حالت ها را می پذیرد ، خوشبختی و لذت را به عنوان ارزش های فردی و دولت می شناسد. او از یک رژیم غذایی غنی موسیقی دفاع کرد. ارسطو بین کسانی که فقط دانش نظری دارند و کسانی که موسیقی تولید می کنند ، تمایز قائل شد ، و معتقد است افرادی که اجرا نمی کنند نمی توانند داوران خوبی برای عملکرد دیگران باشند.

آریستوکسنوس ، شاگرد ارسطو ، به شنوندگان بشر ، اهمیت و قدرت درک آنها اعتبار قابل توجهی می داد. او را بدنام تسلط ملاحظات ریاضی و بلندگو (ووفر). برای آریستوکسنوس ، موسیقی احساسی بود و یک نقش عملکردی را بر عهده داشت ، که برای آن هم شنوایی و هم عقل شنونده ضروری بود. در روابط خود با یکدیگر و در متن واحدهای رسمی بزرگتر باید تنهای فردی را درک کرد . اپیکوریان و رواقیوندیدگاه طبیعی گرایانه تری از موسیقی و عملکرد آن اتخاذ کردند که آنها آن را به عنوان وابسته به زندگی خوب پذیرفتند. آنها بیشتر از افلاطون بر احساس تأکید می کردند ، اما با این وجود موسیقی را در خدمت اعتدال و تقوا قرار می دادند. صدای مخالف قرن 3 صدای آن بودSextus Empiricus ، که می گفت موسیقی تنها هنر تن و ریتم است فقط به معنای چیزی خارج از خودش نیست.

افلاطونی نفوذ در فکر موسیقی بود که غالب برای حداقل یک هزاره. پس از آن دوره فلسفی بلامنازع وفاداری بود، زمان تقدیم مجدد به مفاهیم یونانی وجود دارد، همراه با احترام و ادای احترام مصر (به عنوان مثال، این گروه از اواخر سال 16 قرن فلورانسی، شناخته شده به عنوانکامراتا ، که در توسعه اپرا نقش مهمی داشتند ). چنین بازگشت به سادگی ، صراحت ، و تقدم کلمه ، به دور از وفاداری به الزامات افلاطونی صورت گرفته است ، هرچند ممکن است این شیوه های "نئو" با خود یونانیان متفاوت باشد.

در قرن بیست و یکم تأثیرات اندیشه یونانی با این عقیده که موسیقی بر زندگی اخلاقی تأثیر می گذارد ، کاملاً مشهود است. در این ایده که موسیقی را می توان از نظر برخی از مؤلفه ها از قبیل عدد (که ممکن است تنها بازتاب منبع دیگری با بالاتر باشد) توضیح داد. از این نظر که موسیقی جلوه ها و کارکردهای خاصی دارد که می توان با برچسب مناسب از آن استفاده کرد. و در مشاهدات مكرر ، موسیقی با احساسات انسانی مرتبط است. در هر دوره تاریخی از یک یا چند مورد از این دیدگاه ها محافظ وجود داشته است و البته تفاوت های تأکید نیز وجود دارد.

موسیقی در مسیحیت

بخش عمده ای از آموزه های افلاطونی - ارسطویی ، همانطور که فیلسوف رومی بازگو کرد بوتیهوس ( حدود 480-524) ، به خوبی با نیازهای کلیسا مطابقت داشت. محافظه کار از جنبه های که فلسفه ، با ترس خود از نوآوری بودند، منجر به حفظ نظم. نقش موسیقی به عنوان لوازم جانبی کلمات به هیچ وجه واضح تر از تاریخ مسیحیت نشان داده نمی شود ، جایی که تقدم متن همیشه مورد تأکید بوده و گاهی اوقات ، مانند آموزه های کاتولیک رومی ، مقاله ای از ایمان را رقم زده است . در انواع ساده ، ملودی برای نورپردازی متنی مورد استفاده قرار گرفت. تنظیمات صدا نشانه های خود را از کلمات گرفت.سنت آگوستین (354-430 م )، که توسط موسیقی جذب شد و با ارزش ابزار آن به مذهب، ترس از عنصر مبنی بر لذات جسمانی و اضطراب که ملودی هرگز بود اولویت بیش از کلمات. اینها نگرانی افلاطون نیز بوده است.فضاهای مختلفی است که با گوش دادن موزیک روح انسان جلا خواهد یافت یکی از آن ها موزیک باران یا همان گوش دادن موزیک زیر باران است آگوستین ، که اعتقاداتش دوباره تکرار شده بود ، همچنان یونانیان را آزار می دادسنت توماس آکویناس ( حدود 1225-74) ، پایه و اساس موزیک را ریاضی دانست. موسیقی منعکس کننده حرکت و نظم آسمانی است.

مارتین لوتر (1483-1546) یک لیبرال و اصلاح طلب موسیقی بود. اما کاربردهایی که وی برای موسیقی پیش بینی می کرد ، علی رغم نوآوری های وی ، در جریان اصلی سنت بود. لوتر تأکید کرد که موسیقی باید ساده ، مستقیم ، در دسترس باشد و به تقوی کمک کند. انتساب او از خصوصیات خاص به حالت معین ، یادآور افلاطون و کنفوسیوس است.جان کالوین (641-1859) نسبت به لوتر با احتیاط و ترس بیشتر از موسیقی نگاه کرد و نسبت به موسیقی سرکش ، نابودگر یا بی نظم هشدار داد و اصرار بر برتری متن داشت.

 

 

-- TWikiGuest - 05 Jan 2020

Edit | Attach | Printable | Raw View | Backlinks: Web, All Webs | History: r1 | More topic actions

tip TWiki Tip of the Day
Control table attributes with TablePlugin
The TablePlugin gives extra control of table display: Allows sorting Changing table properties ... Read on Read more

 
Powered by TWiki
This site is powered by the TWiki collaboration platformCopyright © by the contributing authors. All material on this collaboration platform is the property of the contributing authors.
Ideas, requests, problems regarding TWiki? Send feedback